محمد ابراهيم آيتى

479

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

برخوردم و اين اندكى پيش از فتح مكّه بود و خالد از مكّه مىآمد ، به او گفتم : « أبو سليمان » كجا مىروى ؟ گفت : به خدا قسم كه : ديگر جاى شكّ باقى نمانده است كه اين مرد پيامبر است ، به خدا قسم : مىروم كه اسلام آورم ، ديگر تا كى ؟ گفتم : من هم به خدا قسم : جز براى اسلام آوردن نيامده‌ام . عمرو مىگويد : من و خالد با هم وارد مدينه شديم و نزد رسول خدا رسيديم ، خالد پيش از من جلو رفت و اسلام آورد و بيعت كرد ، سپس من پيش رفتم و گفتم : اى رسول خدا ! با تو بيعت مىكنم كه گناهان گذشتهء من آمرزيده شود و آينده را توجّه نداشتم . رسول خدا گفت : يا عمرو بايع فإنّ الإسلام يجبّ ما كان قبله و إنّ الهجرة تجبّ ما كان قبلها . يعنى : « اى عمرو ! بيعت كن كه اسلام آنچه را پيش از آن بوده است مىبرد ، و هجرت هم آنچه را پيش از آن بوده است مىبرد » [ 1 ] . به روايت ابن اسحاق : « عثمان بن طلحة بن أبى طلحهء عبدرى » نيز همراه خالد و عمرو بود و اسلام آورد . و « ابن زبعرى » اشعارى در توبيخ « عثمان » و « خالد » گفته است [ 2 ] . دعوت پادشاهان مجاور به اسلام با قرارداد صلح دهسالهء « حديبيه » تا حدّى مسلمانان مدينه از تجاوز و تعرّض راهزنان و رهگذران قريش كه از راه « وادى القرى » به شام و نواحى شمال عربستان رفت و آمد مىكردند آسوده خاطر شدند . و رسول خدا را فرصتى به دست آمد كه

--> [ 1 ] - ابن هشام از ابن اسحاق : « يجبّ ما كان قبله » و « تجبّ ما كان قبلها » نقل مىكند و خود مىگويد : « يحتّ ما كان قبله » و « تحتّ ما كان قبلها » هم گفته مىشود . بنابر قراءت اول ، يعنى : قطع مىكند و بنا بر قراءت دوم ، يعنى : فرو مىريزد ( سيره ، ج 3 ، ص 291 ، چاپ حلبى ؛ سال 1355 ه . ) . م . [ 2 ] - ر . ك : سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 291 . م .